خانه / اخبار و رویدادها / اکنون زندگی وطن من است

اکنون زندگی وطن من است

اکنون زندگی وطن من است

نویسنده: بختیار علی

ترجمه: دکتر هیوا ویسی

نورمن میلر در یکی از نوشته هایش می گوید مردن خیلی سخت نیست چرا که تاکنون کسی نبوده است که نتواند بمیرد. اما این توصیف برای هر کسی درست نیست . به عقیده من شیرکو بی کس از آن افرادی است که هرچند بخواهد وتلاش نماید نمی تواند بمیرد. توصیف کردن شیرکو بی کس از آن کارهای بسیار سخت است . من واقعاً خودم نمی توانم وی را توصیف کنم ویا چیزی در وصف بزرگی اش بیان کنم . فقط می توانم جمله ای از کنت هامیسون را در اینجا ذکر کنم که می گوید انسان بزرگ همانند صدای مهیبی چون رعد و برق است که صدای آن صدها سال انعکاس دارد وبه گوش می رسد. درست است که امروز دیگر ما روشنایی این رعد و برق را نمی بینیم اما در حقیقت تا صدها سال ویا حتی تا آخرین کردی که در این کره خاکی می زید صدای ضربه آن ادامه دارد. مرگ وی ناگهانی نبود. مرگ وی از آن جایی آمد که باید می آمد. مرگ وی مثل خودش، مثل اتفاقی، مثل چیزی بعد از خودش نقش دنیا را عوض می کند. مرگ وی هم چون چیزی است که از قبل به آن فکر شده است. مرگ وی انگار که از قبل برایش طرح ریخته شده است.

انگار لحظه ای است که خود می دانست که چه هنگام  و در کجا می آید. مرگ همیشه بخشی از جهان بینی شیرکو بود هرچند شیرکو از جمله شاعرانی است که می توان آنها را شاعران زندگی نام برد. شیرکو درباره مردگان زیاد نوشته وزیاد سروده است نه به این خاطر که مرگ آنها را بازگو کند بلکه به این سبب که آنها را در یادها زنده کند. هدف نوشتن در نزد وی توصیف فرایند زندگی بود. نوشتن در نزد وی به درست کردن زندگی گره خورده بود. بدین صورت عصر شیرکو عصرمرگ واتفاقات بزرگ بود. در مقابل قدرت آزاد مرگ ، شعر شیرکو سمبل قدرت آزاد زندگی است. شیرکو با زندگی آزادانه اش در برابر تمام مردگان ودر برابر تمام بی جانان پاسخ مرگ را    می دهد. در مقابل بی ارزشی بشر ، شعر شیرکو ترانه ای همیشگی وستایشگری دائمی زیبائی های بشر است. همه چیز در شعر شیرکو حیات دارد وشبیه بشر است. وطن شیرکو آن وطنی نیست که در معنای ضعیف ناسیونالیستی بگنجد بلکه وطن درنگاه شیرکو تمام مکانها ومرزهایی را در بر می گیرد که زندگی درآن جاری است.

در شعر شیرکو سنگها، کوهها و پرندگان هم چون ما زنده هستند و مثل ما فریاد     می زنند، می ترسند و می زیند و در جستجوی معنا هستند. استاد گوران نیز هم چون شیرکو عاشق زندگی بود اما گوران مرد عصر اتفاقات بزرگ نبود. بزرگی شیرکو در این حقیقت نهفته است که وی در بطن آن همه طوفان واتفاقات بزرگ در وصف زندگی شعر می سراید. وی تنها وابسته به زندگی خویش نیست بلکه وابسته به گریز و شکستن هر نوع قالبی است که وجود ما را احاطه کرده است. شعر وی چیزی جز نیروی ضعیف زندگی در زندانهای عظیم خودش است. شریکو در سیاست هم نماینده فریاد زندگی است البته نه به معنای فریاد مکتب یا حزب خاصی، شیرکو شاعر اتفاقات و رخدادهای بزرگ وکوچک بود هیچ وقت زبانی جز زبان شعر نداشت. شعر وی سفری عمیق ودائمی و پراز اتفاقات بسوی اشیاء وروابط پنهانی بین آنهاست. شیرکو یکی از معدود شعرایی تاریخ است که هرچیزی را به شعر تبدیل می کند وبا آن بیان می کند. به نظر من از همه چیز مهم تر، نیروی وی برای تبدیل سیاست به شعر بود. سیاست بخشی از جهان بینی وی از راه شعرش بود. هیچ گاه با چشم سیاست به شعر نمی نگریست بلکه همیشه با چشم شاعرانه به سیاست نظر می افکند. هیچ وقت احساس نکرده ام که شیرکو دغدغه اش نظر دیگران در مورد خودش وعقایدش باشد اما همیشه می خواست بداند که دیگران درباره شعرش چه می گویند. نه قبل از او ونه بعد از او کسی را نداشته ونخواهیم داشت که اینگونه اسیر شعر شده باشد.

شیرکو شاعر نبود بلکه کار خانه عظیم وخارق العاده شعر بود. شیرکو دارای نیروی بی مانندی بود که می توانست همه قالبها وفرمها واشکال شعر را بیازماید وتا آنسوی مرزهای ناممکن شعر را به دنبال خود بکشاند وهمان ایده وعقیده را در صدها تصویر مجزا ومختلف طرح ریزی کند. شیرکو همیشه اینجاست. وی از آن دسته آدمیانی است که تنها متولد می شوند. مرگ وی چیزی جز متافور و استعاره شعری نیست مرگ وی از جمله مجازهایی است که هیچ گاه نمی توان به حقیقت آن پی برد. در برابر شیرکو، مرگ نمی تواند وظیفه تمام وکمال خود را به انجام برساند. شیرکو هم چون نویسندگان بزرگ دارای یک کالبد نمی باشد بلکه دارای چندین کالبد است. مرگ فقط می تواند یکی از این اشکال کالبد را از بین ببرد اما دیگر اشکال کالبد وی همیشه اینجاست. روح وی از آن جمله ارواحی است که بعد از مردن در زمانها ومکانهای مختلف به شیوه ای دیگر زنده می شوند وشیرکو هم چون بسیاری از شعرای دیگر بیشتر از جنس آب است تا گوشت.

آنچه که شیرکو را به چنین شخصیت بزرگ مبدل کرد آن توان عظیم وی بود که همیشه می توانست از ابتدا شروع کند. در نزدشیرکو شعر تجربه ای نیست که ابتدا وانتها داشته باشد بلکه شعر نزد وی خود آن زندگی ابدی است. شاید همه ما از این که شیرکو دارای انرژی وتوان بی نهایت در ایستادگی و استمراردر در نوشتن و سرودن درشگفت باشیم. اما برای خود شیرکو چنین نبود. شیرکو از آن جمله افرادی است که همیشه از ابتدا شروع می کند. برای شیرکو زندگی یعنی نوشتن نه نفس کشیدن. شیرکو از آن جمله مردگانی است که بازهم بر می گردند. در شیرکو ودر آثار او همیشه چیزی هست که ما را وا دارد دوباره او را صدا زده وببینیم. شیرکو فقط یک انسان با هزاران قصیده نبود بلکه شیرکو انسانی است که اعصار آینده یعنی آن روزگاران آتی که می آیند هرگز از دیدنش سیر نمی شوند.

اغراق نمی کنم گر بگویم  شیرکو تنها “روانگه” (“دیدگاه”) واقعی بود. تنها دیدگاهی بود که به آنچه دیدگاه وی را صدا می کرد وفادار بود. شیرکو تنها دیدگاهی بود که حتی دیدگاه هم او را اسیر خود نکرد. در حالی که نام شیرکو به تمامی بر نام دیدگاه پیروز شد. توانایی دیدن ودیدگاه وی بزرگتر از آن بود که اسیر قالب وفرم وشکل خاصی گردد. هم چون خیلی از نویسندگان بزرگ دارای آنچنان توانایی بود که بر سر هیچ مکتب و مرامی نباشد. دیدگاه در تجربه آغازین شیرکو، لحظه ای متعادل از تاریخ پیش از خودش است لحظه ای در آرزوی پیدایش دنیایی که پیوسته نیاز به صدایی دارد که نماینده،  پاسخگو، بازگو کننده،  در برگیرنده تفاوتها و پارادوکس ها وگزارشگر آرزوهای وی باشد.

 به نظر من دیدگاه هیچ وقت مکتب یا روشی نبوده است بلکه دیدگاه نام گذاری متودولوژیکی برای تولد دنیایی تازه بود. برای لحظه ای در آرزوی چنین دنیایی هستیم وخود را در مقابل گرداب روزگار تازه ای می بینیم. در درجه اول تفاوت شیرکو با دیگر شعرای قبل از خودش در این است که شعرای دیگر همگی به گونه ای در یک دنیای آماده، دریک نظام از قبل تجربه شده، ودریک الگو و فرم شعری خاصی که دارای تاریخ و قدمت فراوان است به دنیا آمده بودند. افسانه شیرکو از آن زمان آغاز می گردد که بعد از دو دیوان از شعرهایش، یکی را به شیوه ای رادیکال وآنی هم چون پرنده باز افسانه ای شعرهایش “تشنگی من با حرارت آتش رفع می گردد” شروع    می کند و به سوی دنیایی جدید وزبانی تازه پرواز می کند که از قبل نبوده است وتجربه هم نشده است. شعر”تشنگی من با حرارت آتش رفع می گردد” شیرکو وشعر “در روئیام” اثر جمیل سائب دو تا از بزرگترین آثار ادبی قرن بیستم هستند چرا که در هر دوی این شعرها به گونه ای رادیکال ومتفاوت عبور از نگاه ونظام دیدگاه به دنیا یافت می شود. “تشنگی من با حرارت آتش رفع می گردد” لحظه به دنیا آمدن واقعی شیرکو است. لحظه جدایی وبرتری وی به گوران ولحظه دوری شعر کردی از چند صد سال پیش از خودش است. به نظر من در اشتباهی بس سترگ خود را افکنده ایم اگر که درست شدن چنین لحظه و زمانی را در تاثیر شعر نوی عربی برآثار نویسندگان آن دوره بدانیم. برعکس، این لحظه واین زمان، زمان پویند واقعی ادبیات ما با فرهنگ دیرینه ماست. این لحظه زمان متولد شدن زبان به معنای عظیم وبی مرز و فانتزیای آن است. زبان شعر شیرکو زبانی است به قدمت تاریخ و با چشمان بسته حرف می زد. این زمان، زمان پیوندی زبان به عمق مفاهیم پنهانش، لحظه پیدا کردن زبان برای آزادی خویش از آن نوع آزادیی که مطمئناً قبل از هر نوع آزادیی دیگر سیر می کند. چنین انقلابی تنها در عمق زمان خود به وقوع می پیوندد و عوامل دیگر بیرون از این زمان هرچه که بوده وباشند فقط محرک هستند وبس .

نوگرایی شیرکو قابل مقایسه با هیچ یک از نوگرایی های ادبی دوربرش نیست. شیرکو تنها بنیان گذار یک فرم جدید شعری نیست بلکه لحظه ای بزرگتر وافسانه وارتر است لحظه پیدایش زبان برای کالبد خویش است لحظه پیدایش زبان برای بی نهایتش برای مرزهای دور واگرهای بی شمار درونش. همراه با شیرکو است که زبان کردی از یک زبان سطحی که فقط برای رساندن پیام ودریک عرصه محلی بکارگرفته می شد به زبانی یونیورسال (جهانی) مبدل می شود یعنی به زبانی مبدل می شود که قابلیت بیان هر چیزی، هر مسئله ای و هر نوع گزارشی را دارا می شود. یعنی توانایی آن برای بیان مفاهیم انتزاعی به اندازه توانایی آن برای بیان مفاهیم واقعی ودنیوی می رسد.

این ویژگی،  نویسندگانی را که بعد از شیرکو می آیند چنان توانا می سازد که راه تفکر تئوریک در زبان کردی را برایشان هموار می سازد کاری که قبل از شیرکو انجام نگرفته بود و واقعاً بسیار سخت بود. به همان اندازه که نقش مارتین لوتر در آزاد سازی زبانهای اروپایی از زیر سلطه زبان یونایی عظیم است به همان اندازه نیز نقش شیرکو در آزادسازی زبان کردی از تاریخ غرق شده آن وآزادسازی آن از زیر سلطه زبانهای اطرافش عظیم وستودنی است. شعر شیرکو و تجربه همیشه بزرگ وجاودانه اش، تمام تلاش داستان سرایانه اش برای استقبال از دنیا از راه شعر، برای نزدیکی به هر چیزی از راه شعر، برای تغییر دنیا همه و همه تایدی بر امواج عظیمی است که زبان هم چون دریا در خود ایجاد می کند. به عبارت دیگر این شیرکو نیست که زبان را به کار می گیرد تا شعر بسراید وچیزی را روایت کند بلکه این زبان است که شیرکو را به کار می گیرد و روایت می کند تا تایدی بر مصداق عظمت وبی مرزی خویش باشد. این شیرکو نیست که از راه زبان خود را رها می سازد بلکه این زبان است که از راه شیرکو آزاد می شود.  شعر شیرکو پاسخی عظیمی به چند صد سال سکوت عمیق است. شیرکو با هزارها برگ از شعرش پاسخ صدها سال سکوت ما را می دهد. شیرکو می آید و با اولین جرقه از پس خویش تاریخی تهی را نمایان می سازد. تاریخ ودنیایی که در آن اشیاء ساکت هستند. در شعر کلاسیک به غیر از عشق وعاطفه از چیزی دیگر سخن به میان نیامده است وعشق وعاطفه بشری بر تخیل شعر مسلط شده است وتمام دنیا وچیزهای دیگر سکوت کرده اند. شعر شیرکو پاسخ عظیمی برای آن بیابان برهوت است. شیرکو توانست شعر را از اینکه تنها برای وصف یار وغم دوری از او سروده شود رها کرد. شیرکو فاصله بین واژه ها واشیاء رابه طرز عجیبی پیدا می کند. یعنی پی به آن فاصله ای می برد که وی احساس می کند بین شعر و وجود درست شده است. شعر شیرکو بجای گزارشی عاطفانه و کلاسیک تبدیل به یک قرابتی بزرگ به طبیعت می شود. تمام آن وقایعی که در شعر کلاسیک پنهان ومسکوت هستند در شعر شیرکو پیدا وگویا هستند وجای خویش را می یابند.  شعر شیرکو ظهور جدیدی از واژه هاست وظهور دیگری از چیزهاست. در شعر شیرکو هم واژها فعال ترند وهم اشیاء از مردن وفراموشی رهایی می یابند. به راستی که در اینجا نمی توانم چیزی را بیابم وبرآن عنوان ” سخن آخر” برای وصف شیرکو بنهم. هرجا احساس کردیم که چیزی درباره شیرکو گفته ایم در همان جا باید آن را بازخوانی کرده ودوباره به دنیای وی برگردیم. شیرکو شاعری نیست که آمده باشد وآنگاه برود. شیرکو عصری بود با تمام وقایعش، دنیایی بود که با تمام پارادوکس های عظیمش. دنیایی که تنها از راه او وتنها در زیر چتر رنگارنگ و پر پرو بال او می توانست از ترس وامید ورویاهایش روایت کند.

پی نوشت:

  1. منظور از “روانگه” مکتب و جنبشی ادبی بود که توسط برخی از بزرگان شعر کردی نظیر زنده یاد شیرکو و رفیق صابر عبداله پشیو و .. پایه ریزی شد

دکتر هیوا ویسی استاد دانشگاه رازی کرماشان

درباره‌ی خانه کتاب کُردی

همچنین ببینید

فراخوان جایزه ملی کتاب کودک منتشر شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *