خانه / اخبار و رویدادها / پرسش از تکوین سوژه و دیگری در نشست تخصصی شعبه کردستان انجمن جامعه‌شناسی

پرسش از تکوین سوژه و دیگری در نشست تخصصی شعبه کردستان انجمن جامعه‌شناسی

پرسش از تکوین سوژه و دیگری در نشست تخصصی شعبه کردستان انجمن جامعه‌شناسی

در ادامه سلسله‌ نشست‌های تخصصی شعبه کردستان انجمن جامعه‌شناسی ایران، گروه علمی-تخصصی جامعه‌شناسی نظری این شعبه، جلسه‌ای با عنوان  پرسش از تکوین سوژه و دیگری(از خوانش فلسفی تا چشم‌انداز جامعه‌شناختی)، برگزار نمود. این نشست با سخنرانی آقای دکتر عرفان ناصری دبیر گروه تخصصی جامعه‌شناسی نظری و حضور آقای دکتر فریدون محمدی‌نسب به‌عنوان دبیر نشست در روز دوشنبه، ۱۲ مرداد ١٤٠٥ ، در سالن کتابخانه ماموستا برهان عالی سنندج برگزار گردید.

درابتدا دبیر نشست آقای دکتر محمدی‌نسب مقدمه‌ای را درباره‌ی تاریخچه‌ی برآمدن سوژه مدرن از دکارت  تا به امروز مورد بحث قرار داد و بر اهمیت بحث سوژه و دیگری در مطالعات فلسفی و جامعه‌شناختی تأکید نمود. ایشان مسائلی همچون عاملیت سوژه در تقابل با محدودیت‌های ساختاری، نقش دیگری در تکوین و همچنین فراروی سوژه از محدودیت‌های سولیپسیستی و زمینه‌ای را به‌‌طور خلاصه بیان نموده و عرصه‌های اخلاق، سیاست و جامعه را به‌عنوان عرصه‌های مرتبط و درهم‌تنیده با نقش و مواجهه‌ی سوژه و دیگری مورد اشاره قرار داد.

در ادامه، سخنران جلسه جناب آقای دکتر عرفان ناصری موضوع سوژه و دیگری را با بیان مباحث زیر  برای حاضرین نشست ارائه نمود:

طرح بحث:
سوژه (subject) به معنای فاعل شناسا و دارای عاملیت (کنش‌ورزی) در سه سطح قابل برسی است: ۱. سوژه فردی؛ عبارتست از «من» روانشناختی با تشخص فردی و تجربیات زیسته. عاملیت سوژه در این سطح فردی می‌باشد. ۲. سوژه جامعه‌شناختی؛ در این سطح سوژه در قالب نقش و هویت هایی که در بستر و زمینه اجتماعی (از جمله پایگاه‌های اجتماعی، طبقاتی، جنسیتی، قومی و …) کسب می‌کند صورتبندی می‌شود. عاملیت سوژه در این سطح در زمینه (context) اجتماعی رخ می‌دهد. ۳. سوژه فلسفی؛ فاعل شناسا و مرکز آگاهی و خودآگاهی است. پرسش اصلی پژوهش این است که در اندیشه‌های فلسفی «سوژه» چگونه صورتبندی شده است و با کدام رویکرد فلسفی می توان بین سه سطح سوژگی (فردی، جامعه‌شناختی و فلسفی) پیوند برقرار کرد؟
سوبژکتیویته فلسفی:
سوژه فلسفی در دو سطح قابل بررسی و تحلیل است: سوژگی انضمامی (concrete subjectivity) و سوژگی استعلایی (transcendental subjectivity)

سوژه انضمامی؛ سوژه‌ای است خودآگاه و اندیشنده و عاملیت سوژه بستر تاریخی قابل تعریف است. سوژه انضمامی به بستر تاریخی و فرهنگی الصاق می شود و خارج از این بستر قابل تعریف و بازنمایی نیست. هگل سوژه انضمامی را در بستر حرکت دیالکتیکی تاریخ تعریف کرد و خودآگاهی سوژه (گایست) در آخرین مرحله تکامل تاریخی رخ می‌دهد، جایی که عین و ذهن بر هم منطبق می‌شوند. مارکس عاملیت سوژه را در ترکیبی از آگاهی و عمل (praxis) و در بستر روابط و مناسبات تولیدی می‌دید. عاملیت سوژه وابسته به جایگاه طبقاتی می‌باشد. هایدگر نیز سوژه را مثابه دازاین و بودن-در-جهان (Being-in-the-world) تعریف می کند. از دید او دازاین در جهان افکنده شده است و اول درگیر مواجهه عملی با جهان است سپس به شناخت جهان می‌پردازد.

سوژه استعلایی کانت؛ سوژه ای است محض، عامل و مرکز آگاهی و شناخت. عاملیت سوژه استعلایی در شناخت جهان در درون خودش رخ می دهد و وابسته و مشروط به امر بیرونی نیست، بلکه امر بیرونی به واسطه سوژه استعلایی قابل شناخت و تعریف می شود. کانت به عنوان نخستین فیلسوف استعلایی شرایط و امکان شناخت را در درون سوژه می بیند. سوژه به صورت پیشینی واجد مقولاتی است (از جمله مکان، زمان، علیت و…) و شناخت حاصل ترکیب این مقولات با داده‌هایی است که از جهان دریافت می شود. از دید کانت آنچه شناخته می‌شود صرفا پدیدار (phenomena) جهان است و جهان در ذات خودش (نومن) قابل دسترس عقل نیست. مقولات پیشینی صرفا به داده های تجربی تعلق می گیرند که از جهان برآیند می‌شوند و جهان در ذات خودش خارج از دسترس آگاهی است.

محدودیت های سوژگی انضمامی:
افلاطون حقیقت جهان محسوس را در جهان ‌ایده‌ها (Ideas) یا مثل می دید، مثل جهان کلیات و مصدرها است و هر شیئ محسوس ترکیبی از کلیات است. بر اساس دیدگاه افلاطون قوام شئ وابسته و مشروط به مثل کلی است. اما ارسطو در رد ایده افلاطون قائل به این بود که حقیقت جهان محسوس در درون خود این جهان قرار دارد و  واقع‌گرایی (Realism) را بنیان گذاشت. رئالیسم ارسطو تبدیل به بستر فلسفی امور «انضمامی» شد. از نظر ارسطو اشیا از دو بخش تشکیل یافته‌اند (ماده و صورت)؛ با روش تجریدی خواص مادی که تغییرپذیر هستند حذف و آنچه که ذات و ماهیت شیئ را می‌سازد صورت (form) از شیئ استخراج می‌شود. روش رئالیستی ارسطو تبدیل به مبنایی برای سایر رویکردهای انضمامی در شناخت سوژه انسانی تا دوره مدرن شده است.

پدیدارشناسی استعلایی هوسرل:
پدیدارشناسی استعلایی هوسرل به نقد رئالیسم ارسطو پرداخته و استدلال می‌کند که در فرایند استخراج «صورت» از «ماده»، نوعی انتزاعی صورت می‌گیرد و آنچه به عنوان ماهیت شیئ شناخته می‌شود صورت انتزاعی است که از خود شیئ فاصله می‌گیرد. از نظر هوسرل پوزیتیویسم و سایر جریان‌های تاریخی و نسبی گرایی با بهره‌گیری از انتزاعات موجب شده‌اند که علم نسبت به مبنای بنیادی خود بیگانه شود، هوسرل پروژه فلسفی خود را این می‌داند که علم را به مبنای اصلی خودش که در «زیست جهان» (life world) قرار دارد بازگرداند.

هوسرل با ایده «بازگشت به خود چیزها» (return to the things in itself) تلاش دارد مبنای یقینی برای علم فراهم کند، روش او این است که با تعلیق جهان (اپوخه) و حذف هرگونه پیش فرض متافیزیکی به درک شهودی از جهان برسد؛ سوژه استعلایی هوسرل سوژه ای محض است که جهان را در بداهت نخستین مورد مشاهده قرار می‌دهد. سوژه استعلایی (آگاهی محض) قطب آشکارساز جهان است، کنش آگاهی (نوئسیس) با التفات به جهان، صورت معنایی جهان را از قطب ابژه آشکار می‌سازد (نوئما).

هوسرل در مواجهه با نقدهایی که می‌گفتند سوژه استعلایی به خودتنهاانگاری دکارتی (سولیپسیسیم) می‌رسد، سه مرحله تقویمی را مطرح کرد که پیوند دهنده سوژه با جهان است؛ سوژه استعلایی در نخستین گام «خود» را به مثابه من فردی تقویم ‌می‌کند (معنادار می سازد)، سپس با از طریق همدلی «دیگری» را به مثابه سوژه ای که او هم جهان را معنادار می کند تقویم می کند. در مواجهه سوژه با دیگری فهم و تجربه زیسته مشترک شکل می‌گیرد، سوژه از جهان فردی خارج می‌شود و جهان مشارکت بیناسوبژکتیو (intersubjective)  شکل می‌گیرد که «جهان ما» نامیده می‌شود. زیست جهان (life-world) جهان زیسته مشترک و حوزه معنادار کننده جهان و فهم مشترک از پدیده‌هاست.

نتیجه‌گیری: در این پژوهش سوبژکتیویته استعلایی و انضمامی به مثابه دو نگاه کلان فلسفی در خصوص سوژه انسانی و نسبت آن با جهان مادی و فرهنگی تعریف شد و دیدگاه چند متفکر برجسته تشریح شد: انضمامی (ارسطو، هگل، مارکس و هایدگر)؛ استعلایی (کانت و هوسرل). نتایج تحلیلی بحث این است که در نگاه انضمامی سوژه ای الصاق‌یافته به صورت‌های (forms) انتزاع یافته از تاریخ، فرهنگ و اجتماع به تصویر کشیده می شود و عاملیت سوژه به ساختارهای بیرونی مشروط می‌شود. در مقابل سوبژکتیویته استعلایی هوسرل با تقویم (معنابخشی) «خود» و «دیگری» امکان فهم مشترک «بیناسوبژکتیو» از جهان فرهنگی را فراهم می آورد. سوبژکتیویته استعلایی با غلبه بر محدودیت های تفکر انتزاعی که برسازنده‌ سوژه انضمامی است، افق معنابخشی سوژه را گسترش می دهد.

بنابراین به عنوان نتیجه کلی و در پاسخ به سوال اصلی این پژوهش می‌توان گفت که؛ سوبژکتیویته استعلایی رویکردی است که می‌تواند بین سه سطح سوژگی (فردی، جامعه‌شناختی و فلسفی) پیوند ایجاد کند؛ پدیده‌های «من» (فردی) و «نقش‌ها» و «هویت‌های انضمامی» (جامعه‌شناختی) در افق معنابخش بیناسوبژکتیو (فلسفی) و در یک پیوند ساختاریافته در افق زیست جهان مشترک قابل فهم می‌شوند.

در پایان سخنرانی، گفتگویی سازنده و پویا در قالب نظرات و پرسش‌های حاضرین در جلسه شکل گرفته و پیشنهاد گردید بحث سوژه و دیگری در حوزه‌های متفاوت و همچنین براساس رویکردهای مختلف در قالب نشست‌های انجمن ادامه یابد.

درباره‌ی خانه کتاب کُردی

همچنین ببینید

هێمن و كاریگەرییەكانی لەسەر زمانی كوردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *