
گزیدهای از اشعار قباد جلیزاده باعنوان «از تبار باران» به زبان فارسی منتشر شد
به گزارش پایگاه خبری خانه کتاب کردی، گزیدهای از اشعار قباد جلیزاده باعنوان «از تبار باران» با ترجمهی رضا کریممجاور به زبان فارسی منتشر شد. این مجموعه که دربردارندهی شعرهای گوناگونی از تمام دوران شاعری شاعر است، شامل شصت شعر کوتاه و نیمهبلند است.
قباد جَليزاده بهسال ۱۹۵۳ در شهر كويهي كردستان عراق زاده شده است. او داراي دانشنامهي كارشناسي حقوق قضايي از دانشگاه بغداد است و سالها در دادگاههای شهرهای کرکوک و سلیمانیه (در بخش مربوط به بزهکاریهای نوجوانان) به قضاوت پرداخته و اکنون بازنشست شده و در سلیمانیه مشغول نوشتن است و به قول خودش آغوشاش را برای شعر و محبت دوستان گشوده است.
قباد در بهكارگيري مفاهیم و واژهها بيپرواست. «ریبوار سیویلی» ادیب و منتقد نامآشنای کُرد در یادداشتی بر شعرهای او مینویسد: «به قباد جلیزاده بگویید که وضوح و روشبیانی، امری خطیر و کاری خطرناک است. من اگر منتقد شعر بودم، به او پیشنهاد میکردم که اینقدر واضح و روشن ننویسد (و اسرار هویدا نکند)، چون جامعهی ما توان تحمل این همه وضوح و روشنبیانی را ندارد. وضوحْ ما را به اصل و اساس شعر و نایابی جهان و پیوند میان آندو برمیگرداند… وضوحْ باعث تغییر دیدگاه خواهد شد، آنهم در جهانی که دیگر تغییر دیدگاه را برنمیتابد؛ از همینروست که دشمنتراشی را در پی خواهد داشت…»
زبان شعريِ قباد، ساده و بيآلايش و کمابیش طنزآميز و در همانحال هنجارشكن است. زبان سادهی او تحت تأثیر لطیف هلمت (دیگر شاعر بزرگ کُرد) است و همچنانکه خود در یکی از مصاحبههایش میگوید هنوز هم پس از چند دهه شعرسرایی نتوانسته خود را از زیر سایهی سنگین زبان شعری لطیف هلمت بیرون بکشد.
آشناییزدایی بهوفور در شعرهای قباد جلیزاده دیده میشود و او از این شگرد شعری به بهترین شکل ممکن بهره میگیرد:
«به جنگ میروم…
پروانهای را به دوش میاندازم
نوار فشنگی میبندم
از جنس گُل…»
تصویرپردازی در شعر قباد جلیزاده به شیوهای ناب و نایاب یافت میشود. ببینید در روزهای یکهتازی ویروس کرونا ـ که هراس بر مردم و جامعهی بشری سایه افکنده بود و کسی جرأت بوسیدن عزیزان و دستدادن با دوستانش را نداشت ـ او در شعری (بهتاریخ چهاردهم آوریل ۲۰۲۰) چگونه و با چه تصویر بکری از لحظههای قرنطینه و تنهایی و دوری از دوستان و آشنایان سخن بهمیان میآورد:
«دستانم اژدهایی پنج سر شده است
قامتم درختی آتشین
دهانم غاری زهرآگین!
اینک چگونه با هم نرد عشق ببازیم؟
قرنطينه نمیگذارد بههم برسیم
چگونه بههم برسیم؟
دستان من اژدهایی پنج سر شده و
دهان تو غار زهر!»
جلیزاده در سرودن هایکوهای کُردی (و عربی) نیز دست بلندی دارد و با بهکارگیری دوربین شعر، زیباترین تصویرهای طبیعت را در فرمی ناب و شاعرانه برای مخاطب خود تثبیت میکند.
قباد در کنار بهتصویرکشیدن زیباییهای طبیعت و تشخیص و جانبخشی به اشیای بیجان و سخنگفتن از عشق مجازی، سرگذشت و سرنوشت تلخ ملت و ميهن و ستمهايي را كه ستمپيشهها در حق آنان روا داشتهاند، نيز فراموش نميكند. او كبوتر سرايندهي صلح و آشتي است و با طنزي سياه، جنگ را به چالش ميكشد… جنگی که بعثیان بر او و ملت او تحمیل کردهاند:
«در كودكستان
ما را به ختم كتابهاي مقدس جنگ وادشتند
ديگر پيرانهسر
سرودهاي سپيدِ كبوتر را
چگونه دريابيم؟»
«از تبار باران» در ۱۶۳ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ جلد از سوی نشر هرمز منتشر شده است.
خانە کتاب كُردی